عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )

145

إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )

پدر گفت ، وجود دلائل زياد بر ترجيح دلالت مىكند نه بر اينكه حتما كليدها را در آنجا گذاشته‌اى ، آيا امكان ندارد كه كليدها را فراموش كرده باشى و روى در گذاشته باشى ؟ يا اينكه وقتى ميخواسته‌اى چيزى را از جيب در بياورى كليد افتاده باشد . يا آن را در رستوران جا گذاشته باشى ، احتمال ندارد ؟ پدر گفت ، اگر ترجيح دادى كه كليدها كجاست در اين‌صورت اين ترجيح فقط مربوط به تو است و از شخص ديگر نميتوانى آن را بخواهى كه اين عقيده ترا بپذيرد ، همچنين نيز هيچ كس نبايد در اين نظر تو شك بكند . زيرا احتمالات در اينجا زياد است ممكنست درست باشد يا نباشد . ما نيز منكر نظر دانشمندان در پيدا شدن حيات نيستيم ليكن آنچه نمىتوانيم بپذيريم ، اينست كه اين زندگى خودبخود پيدا شده باشد و از خارج ايجاد نشده باشد . عثمان گفت ، بين وجود و ايجاد چه فرقى است ؟ پدرش گفت ، فرزند بدان كه تمام دانشمندان و فلاسفه بلكه همه مردم معتقدند كه زندگى بر وجود كه قبلا در عدم بود وارد شده است . مشاهدات محسوس اين را نشان ميدهد . هر روز مىبينيم گياه يا حيوان يا انسان جديدى كه نبوده است آفريده مىشود . همينطور ، گياهان و حيوانات نخستين ، تا برسد به ايجاد نخستين ، در عدم بوده‌اند ، سپس ، موجود شده‌اند . زمين وقتى از آفتاب جدا شد ، كرهء مشتعلى بود ، همانطوريكه دانشمندان ميگويند ، زندگى آن به اكسيژن و هوا وابسته است ؛ محال است كه زمين سرد بشود و در فضاى آن اكسيژن و هيدروژنى باقى بماند زيرا اكسيژن اساس آتش است و آتش در خلاء كه اكسيژن نباشد ، پيدا نمىشود ، حرارت زمين ، اكسيژن را مىسوزاند و از بين مىبرد ،